در پاسخ به : جنبش وبلاگی سومین سالگرد حماسه سوم تیر – حامد طالبی
سوال : صفات چه کسی را نزدیک به آرمان هایی می دانید که امام امت برای یک مسئول حکومت اسلامی ترسیم کرده بودند ؟ رفسنجانی ، خاتمی یا احمدی نژاد ؟ تفاوت دستاوردهای دولت احمدی نژاد با دولت های رفسنجانی و خاتمی چیست ؟
برای پاسخ به این سوال ناگزیریم به ایده های امام راحل در این باب مراجعه کنیم تا بتوانیم این سه رئیس جمهور را ، یعنی هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد را با آن معیار ها بسنجیم . امام راحل می فرماید : « می خواهیم آن کسی که در راس امور است ، آن هم با مردم رفیق باشد و بنشیند و خودش را نگیرد . در بین مردم بنشیند با آنها صحبت بکند ، هر کس حاجتی دارد با او بگوید ، وقت داشته باشد با او صحبت بکند ... نه او از مردم وحشت کند ، نه مردم از او وحشت بکنند . این باید دستور باشد برای همه حکومتها و ملتها . وقتی یک حکومت اینطور شد ، ملت دنبالش است ، ملت حافظش است . همان طور که او حافظ ملت است ، ملت هم حافظ او هستند و ما می خواهیم یک همچو چیزی پیدا بشود که ملت حافظ دولت به همه جهات باشد ، دولت هم حافظ منافع ملت به همه جهات باشد . اگر یک همچو چیزی شد ، یک مملکت آرامی پدید می آید که هیچ کس هم نمی تواند در آن تصرف بکند . » ( صحیفه امام ، ج 8 ص 351 )
اکنون می توانیم بپرسیم که « چه کسانی به این معیارها نزدیک است » بدون شک حتی اگر اصلاح طلب هم باشیم در جستجوی پاسخ این سوال ، احمدی نژاد در ذهنمان زنده خواهد شد . چه کسی می رود در دور ترین استان محروم کشور ، به قصه پیر زنی گوش فرا دهد که « یک خروس دارد و دو مرغ و مرغ هایش به شکر خدا هر دو تخم می زارند . » ، هیچ تامل نکنید ، دنبال هیچ کس نگردید . بدون شک او احمدی نژاد خواهد بود . انگار همه رفتار هایش را ، کردار هایش را ، گفتار هایش را از دیدگاه های امام راحل کپی کرده باشد . گاه حتی مو هم نمی زند و همین است که حتی بعضی از دشمنان نجیب اش ، سفرهای استانی او را ستایش می کنند .
قسمت دوم سوال : تفاوت دستاوردهای دولت احمدی نژاد با دولت های رفسنجانی و خاتمی چیست ؟
پاسخ : رفسنجانی دولت خود را در شرایطی تشکیل داد که دولت قبلی تمامی تئوری های مدعی جهان را از اقتصاد باز گرفته تا اقتصاد متمرکز ، تجربه کرده بود و آنچه که غالب بود و شاخص ، اقتصاد متمرکز دولتی بود که در طی دوران دفاع مقدس به عللی فربه تر شده بود . هاشمی چنین دولتی را تحویل گرفت و آشکارا عزم خود را جزم کرد تا به جنگ اقتصاد متمرکز برود . او به وزرای خود گفت : « فقط بسازید و به اقتصاد فکر کنید ، من تا دلتان بخواد ، سیاسی هستم .» و پس از آن خطبه های رفاه طلبی خوانده شد و فضا به گونه ای آراسته شد که همگان تصور کردند هاشمی رفسنجانی به راه تازه ای و یا به ایده جدیدی دست یافته و امیر کبیر زمانه خود شده است ، اما کارها که پیش رفت ، روز ها که گذشت و سالها فرا رسید . بوی دونالد رامسفلد ، همان که چندی پیش در کناره های خلیج نیلگون فارس ، بر روی یک ناو آمریکایی ایستاد و گفت : « این است پاسخ ما به ایران » بویش ، آری بوی گندش در خیابان های تهران و بلوار ناهید پیچید و ... اسما خیابان ها از نام شهدا زدوده شد . واژه های « مرگ بر آمریکا » از در و دیوار شهر رخت بر بست و رفت و سر که بلند کردیم دیدیم ای دل غافل ، تورم به 50 درصد رسیده ، 24 میلیارد دلار بدهی بالا آوردیم و بحران بدهی توسط دشمنان انقلاب علم شده و بدتر از همه تعدیل نیروهای انسانی بود که در نهاد های تولیدی صورت گرفت و کمر مستضعفان ایران را ، هم آنان که از دید حضرت امام ولی نعمت های انقلاب بودند . تا مرز شکستن به پیش رفت .
تا اینکه نوبت به دولت خاتمی رسید . او داشت سالهای دور از حکومت را در گوشه ای از کتابخانه ملی ایران سپری می کرد که مجمع روحانیون مبارز و ارگان آن « سلام » دست بر روی شانه های او نهاد . مجمع تا جایی که از سوابق آنان بر می آمد با آمریکا و لیبرالیسم مرز بندی مشخصی داشت ، خط امام را تبلیغ و ترویج می کرد ، حامی مستضعفان ، نه تنها ایران ، بلکه عالم بود و هم او یعنی آقای خاتمی در همان روزنامه « سلام » روزگاری گفته بود : « همه چاقو کشان عالم جمع شدند و رفتند به آمریکا و آنجا حکومت تشکیل دادند . « ( نقل به مضمون ) مردم به این دیدگاها رای دادند ، مردم به این خاتمی رای دادند ، نه به اون خاتمی که در گوشه ای از کتابخانه ملی ایران به لیبرالیسم رسیده بود . او می پنداشت ، حالا که هاشمی « حوض ها را ساخت و هیچ قورباغه ای نیامد . ما می آئیم از زاویه ای دیگر وارد موضوع می شویم ، قورباغه ها را فرا می خوانیم و حوض ها خود به خود ساخته می شوند و این چنین بود که نشریات زرد دوم خردادی سر بر آوردند قورباغه ها ابو عطا خواندند ، دم از دمکراسی زدند ، خواستار حاکمیت جامعه مدنی شدند ، شمشیر بر کشیدند و به جنگ دین خدا رفتند و از زباله دان تاریخ ، واژه های نخ نما شده کارل مارکس را بیرون کشیدند و فرمودند : « دین افیون توده هاست » و این چنین بود که در سوم تیر 84 خداوند به یاری مردم ایران شتافت و آیه « و لو تقول علینا بعض الاقاویل لا خذنا بالیمین ، ثم لقطعنا منه الوتین » بار دیگر باز خوانی شد و خداوند « رگ دل » دوم خردادی ها را قطع نمود .
و ما اکنون سوم تیر را داریم و احمدی نژاد را و اما طرد شده گان نظام ، جنگ خزنده ای را علیه احمدی نژاد آغاز کرده اند . غافل از آنکه احمدی نژاد نشان داده است که با همین پابرهنه گان حضرت امام ( ره ) می تواند هر آن چیزی را که می خواهد انجام دهد و این در واقع شعار او بود . او طی سه سال حکومت خود جایگاه ویژه ای در قلوب مردم پیدا کرده و به یک چهره جهانی تبدیل شده است و انصافا در تمامی حرکت های سیاسی اش ، هوشمندانه و مدبرانه عمل کرده و این چیزی نیست که مجبور به اثبات آن باشم . بلکه عیان است و آشکار و هیچ حاجتی به بیان آن نیست ، همه رسانه های جهان ، حتی آنان که از آخور زورمداران و زرمداران بهره میگیرند ، بدان اعتراف کرده اند .
اما طرد شده گان نظام بخاطر در امان نبودن اموال منقول و غیر منقول و صد البته شرعی و حلال شان ! ، وادار به واکنش شده اند.به دانشگاه آزاد قانع نیستند . می خواهند « صندوق توسعه ملی آزاد ! » را هم راه اندازی نمایند و این خوابی است که هرگز تعبیر نخواهد شد . چرا که احمدی نژاد دیگر مهار شدنی نیست . احمدی نژاد جاری شده است در مصر در سودان در سوریه در اردن در افغانستان در عراق در لبنان و در تمامی کشورهایی که به طریقی چکمه پوشان غرب حق و حقوق آنان را پایمال کرده است . حال ، شماها هر چقدر دوست دارید این ناجی بزرگ را « پوپولیست » بنامید و یا هر چیزی که دوست دارید . اما بدانید ذره ای گرد بر چهره خداگونه او نخواهد نشست . چه بخواهید و چه نخواهید او 5 سال دیگر رئیس جمهور خواهد بود و شاید هم بنا به در خواست امت همیشه بیدار « مادالعمر » ( وسوسه های مهاجرانی محاله یادم بره ! ) و شاید او سفر های استانی خود را به سفر های بین قاره ای تسری داد . چرا که او یا علی گفته است و « سوم تیر » را با عشق به عدالت علی آغاز کرده است . برای او « جنگ تمام نشده است ، جنگ او ، جنگ عقیده است و مرز و جغرافیا نمی شناسد ، جنگ او جنگ فقر و غناست و تمام شدنی نیست . » ( امام راحل )
و این چنین است که ما با سوم تیر می مانیم و ما با سوم تیر می میریم . تا سرود های امام راحل را ابدی و عملی سازیم .
« جمهوری اسلامی ما جاوید است
دشمن ز حیات خویش ، نومید است
آن روز که عالم ز ستمگر خالی است
ما را و همه ستمکشان را عید است ( دیوان امام ، ص 193 )

نوشته شده توسط بهمن عزیزی در سهشنبه 4/4/1387 و ساعت 11:19 عصر |
نظرات دیگران()