[ و ابو جحیفه گوید از امیر المؤمنین ( ع ) شنیدم که مى‏گفت : ] نخست درجه از جهاد که از آن باز مى‏مانید ، جهاد با دستهاتان بود ، پس جهاد با زبان ، سپس جهاد با دلهاتان ، و آن که به دل کار نیکى را نستاید و کار زشت او را ناخوش نیاید ، طبیعتش دگرگون شود چنانکه پستى وى بلند شود و بلندیش سرنگون زشتیهایش آشکار و نیکوییهایش ناپدیدار . [نهج البلاغه]
امروز: شنبه 15 تیر 1387
   1   2   3      >

 حمله و هجمه گستاخانه "علی اکبر محتشمی‌پور" به آیت الله مصباح یزدی در مراسم بزرگداشت رحلت حضرت روح الله!! بار دیگر نشان داد که دشمنان نادان تفکر جهانی خمینی کبیر، لباس و جایگاه نمی‌شناسند و حتی هستند افرادی که با لباس پیامبر، به مدافعان اصیل اسلام ناب محمدی(ص) و تفکر انقلابی و جهان‌شمول معمار انقلاب اسلامی ایران، تعرض و هتاکی می‌کنند و چه شباهتیست بین آنها و اصحاب سقیفه!
   در راستای این اقدام تأسف برانگیز و جاهلانه، انجمن وبلاگ‌نویسان "فرزندان روح الله" بیانیه‌ای را به این شرح صادر نمود:


بسم الله الرحمن الرحیم
و اذا لقوالذین ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انّا معکم انّما نحن مستهزءون


 عجب نیست که در بحبوحه هجمات فرهنگی به بنیادهای اسلام ناب محمدی از طرف استکبار و دشمنان قسم خورده ی انقلاب، در داخل مرزهای ایران اسلامی نیز حنجره هایی تیغ فحاشی و انکار بر روی فرزندان حقیقی روح الله برکشند؛ این آئین تاریخ است که مدعیان را بیازماید و سره از ناسره باز شناسد.
 کسانی که صرف همراهی جسمانی با خمینی کبیر، آنان را در زمره مدعیان دروغین انقلاب گمارده بدانند اندیشه امام امت نه آنچنان محفوف در پیچیدگی های تاریخی است که نیاز به تفسیرهای منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشانی از آرمان و دغدغه ی آن یگانه ی دوران داشته اند که برای جوانان امروز مغتنم باشند.
 آقای محتشمی که مع الاسف ملبس به لباس روحانیت اید!
اکنون که نزدیک به بیست سال از رحلت جانگداز امام بزرگمان می گذرد، هیچ گاه از شما نه سخنی شنیده ایم که بوی شمیم خمینی دهد و نه خطی خوانده ایم که اثر ملکوتی او را در دل و جان زنده کند. عجیب است نه آنگاه که هم بزمانتان خمینی را پیوسته به موزه تاریخ می دانستند خروشیدید ونه آنگاه که رفقای حزبی تان فقه را پست ترین علوم خواندند، برآشفتید. آیا در آن گاه دردناک هیچ احساس خطری برای اندیشه امام، غیرت انقلابی تان را برنیانگیخت؟!
 آقای محتشمی!
 خاطره ی تاریخی فرزندان جوان روح الله آنقدر شفاف هست که سکوت های مداوم شما را در برابر تاراج آرمان های امام و انقلاب برشمرد.
 آقای محتشمی!
لحن شما آکنده از عصبانیت جاه طلبانه است. چه چیز را از شما گرفته اند که اکنون اینگونه فریاد می زنید؟ اکنون که رهبر معظم انقلاب اسلامی دولت و رئیس جمهور را اصولگراترین دولت پس از انقلاب خوانده اند و در فقدان علمایی چون استاد شهید مطهری و علامه طباطبایی، جوانان را به سمت شخصیت های درخشانی چون حضرت آیت الله مصباح هدایت کرده اند و شعارهای انقلاب را زنده تر از گذشته دانسته اند و جهان را تحت تأثیر آنها دانسته اند، شما را کدام انحراف از اندیشه های امام برآشفته است؟ عجیب نیست، جز شما کسان بسیاری به فغان آمده اند. همان ها که از ابتدا ناله های خود را در سینه پنهان داشته بودند.
 آقای محتشمی!
فرمایش بلند مقام معظم رهبری در سالروز عروج ملکوتی امام راحلمان را:به شما یادآوری میکنم: «فمن نکث فانّما ینکث على نفسه». آن کسانى که از راه انقلاب برگردند، مثل کسانى هستند که در تابستان روزه گرفته‏اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ میکنند، اما یک ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام میشود؛ افطار میکنند. این مثل همان کسى است که از اولِ روز، روزه نگرفته است.»
 آقای محتشمی!
شما روزه خود را شکسته اید و باردیگر تاریخ انقلاب را سرافکنده یک ریزش دیگر کرده اید. شما را نصیحت می کنیم که به خود آیید و اگر حاضر نیستید برسر ماجراجوییهای سیاسی کوناه بیایید لااقل از دنیای خود بترسید که فرزندان روح الله هشیارتر از گذشته –به لطف و تائیدات خداوند متعال- حافظ انقلاب و آرمان های خمینی کبیر (ره) است.
 انجمن وبلاگ نویسان فرزندان روح الله


****************************************************************************** 
   
  در همین رابطه بخوانید:
 
.: هتاکی کم سابقه محتشمی به آیت الله مصباح.
 
.: حجت ‌الاسلام رحیمیان: امام به آقای مصباح اطمینان کامل داشت.
 .:
حجت الاسلام احمد سالک: حمله به آیت‌الله مصباح بخاطر افشای لیبرال‌ها مسبوق به سابقه است.
 .:
بیانیه جامعه اسلامی دانشجویان در رابطه با اهانت به آیت الله مصباح یزدی.
 .:
خان! (گفت و شنود کیهان).
 .:
آقای محتشمی‌پور، جهت یادآوری!
 
* ای کاش همه صبر و ادب استاد مصباح را داشتند (بصیرت کرمانشاه)
 
* دفاع سه تشکل دانشجویی و حوزوی از آیت‌الله مصباح
 
* مگر استاد مصباح با شما چه کرده است (رصدخانه)
 
* مصباح دوستم (خدمتگزار ملت)
 
* وظیفه دادگاه ویژه روحانیت در قبال هتک حرمت استاد (مصباح دین)
 
* فیلم دیدار مقام معظم رهبری از منزل آیت الله مصباح
 
* جامعه اسلامی دانشجویان: علمای راستین حوزه علمیه در مقابل اهانت به مصباح‌یزدی سکوت نکنند
 
* نقد سایت الف به اظهارات محتشمی پور علیه استاد مصباح
 
آیت‌الله مصباح هستی خود را وقف دین و انقلاب کرده است
 
محتشمی: من خاتمی را هم قبول ندارم!
بد نگویید به مهتاب اگر تب دارید 
از شیخ فضل الله نوری تا مصباح یزدی
 
خجالت نکشید ! توبه کنید ! (یادداشت روز)

 
 ******************************************************************************
   در پایان از کلیه وبلاگ‌نویسان متعهد در‌خواست می‌شود با انتشاراین بیانیه در وبلاگ خود، موضع روشن و بدون تسامح و تساهل خود را در برابر هتاکان به مدافعان اندیشه ناب حضرت روح الله، نشان دهند .


 نوشته شده توسط بهمن عزیزی در دوشنبه 20/3/1387 و ساعت 12:50 صبح | نظرات دیگران()

از کتاب های درسی آن سال ها
عکس صفحه اولش را یادم است
که امیدش به ما دبستانی ها بود ...
حالا بزرگ شده ایم آقا !
حال امیدتان چطور است ؟!
( سوره – شهریور 84 – ص 38 – مهدی سیار )





 آقا ، رهبر فرزانه انقلاب ، در مرقد مطهرت ، بار دیگر اندیشه های والای تو را در دل رسانه های جهان جای داد . تا پابرهنگان و ستم دیده گان عالم ، جان تازه ای بگیرند و سلطه جویان و استبدادخواهان گیتی دمی نیاسایند .
    اما آقا : « برخی ها با انگیزه های متفاوت و به بهانه عوض شدن اوضاع جهان درصددند ابعاد دینی ، عدالتخواهانه ، ضد سلطه و یا ضد استبدادی انقلاب را حذف کنند اما ملت به عنوان صاحب انقلاب اجازه این کار را نخواهد داد . »  ( مقام معظم رهبری – حرم امام ) و  این رهنمود زیبا ما را به یاد آن جمله زیبای تو می اندازد آنسان که گفته بودی : « ملت ما باید قویا به فکر این باشند که از خارج نترسند تا داخل آسیبی نبیند ، از خارج نباید ترسید ، از داخل بترسید . » ( امام خمینی – کوثر ج 1 – ص 935 ) و بدینسان ما یاد گرقته ایم که از داخل بترسیم . بترسیم از آنان که تصور می کنند . بسته های پیشنهادی  1+5 آیه های خداست ! و چه با شوق و چه با ذوق این « کاغذ پاره ها » را بند ، بند تفسیر می کنند ، تحلیل می کنند و آخر سر نوک قلم شان بالا تر از تعلیق را نمی تواند ترسیم نماید .
    آقا ما می ترسیم ، هم از آنان که به نویسنده ای نو رسیده و وا داده ، که در اوهام خود ، اندیشه های جهان ساز تو را می خواست به موزه های تاریخ بسپارد ! بال می دهند ، پر می دهند ، روزنامه می دهند و 5\5 میلیارد اسکناس ، تا در سرزمین مقدس تو مسکن خریده و سکنی گزیند .
    آقا
ما می ترسیم ، می ترسیم از آنان که خبر گزاری فارس را در دم دمای سال روز ارتحال تو ، « تو » « قیف » می کنند ، سوره ها را می بندند و « شهروندان امروز » را رها می سازند و یا بهتر است بگویم « سنگ ها را می بندند و سگ ها را رها می سازند . آری ما از این جماعت می ترسیم . از این ها که جابجایی چهار تا ناو آمریکا در خلیج فارس را پایان تاریخ می دانند .
    ما می ترسیم ، ما می ترسیم از کسانی که می گویند : « اسلام پیامبر خدا ، اسلام عدالت خواه علی ، اسلام عاشورا ساز حسین ، تئوری اقتصادی ندارد . » و هم ایناست که می گویند هم اکنون زمانه عوض ! شده و پیوستن به سازمان تجارت جهانی یک اجبار و اما نیک که می نگریم به عیان می بینیم که هر آنکس که به این اقتصاد نوین ! پیوسته ، جز بدبختی و بی خانمانی و فقر و فحشا ، ارمغان دیگری بدست نیاورده و آنانی هم که به زور توپ و تانک و مسلسل به این اقتصاد وحشی پیوسته اند . پس از شش سال آنچه بدست آورده اند . خون بوده و اسلحه و مرگ و دیگر هیچ .
    آقا حالا ما بزرگ شده ایم از هیچ کس و هیچ کس نمی ترسیم و می دانیم که : « تسلیم در برابر زورگویان موجب گستاخی بیشتر آنان می شود و اگر ملتی می خواهد از شر زورگویی زورگویان و امریکا نجات پیدا کند باید با تمام قدرت در مقابل آنان بایستد. » ( مقام معظم رهبری – حرم امام ) و ما خواهیم ایستاد و مشت های گره کرده خود را بر سر شیاطین داخلی خواهیم کوبید و بار دیگر به جهانیان اثبات خواهیم کرد که « آمریکا هیچ غلطی نمی نواند بکند . »
    آقا ما حالا  بزرگ شده ایم
    حال امیدتان چطور است ؟!


 نوشته شده توسط بهمن عزیزی در پنجشنبه 16/3/1387 و ساعت 5:37 صبح | نظرات دیگران()

اخیرا صادق زیبا کلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران که یکی از نویسندگان ثابت قدم روزنامه های اصلاح طلب سالهای اخیر بوده و هست . دست به نگارش کتابی موسوم به « هاشمی بدون روتوش » زده و متعاقبا پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز نیز به نقل از ویژه نامه هفتگی روزنامه اعتماد ، جملاتی از همان کتاب را که در قالب مصاحبه انتشار یافته و در آن به نقل از آقای هاشمی آورده است که « من از اول با گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی مخالف بودم » و پس از آن دفتر آقای هاشمی جهت تنویر افکار عمومی ! توضیحاتی را به سایت رجا ارسال داشت و اظهر من الشمس بود که این توضیحات بر خلاف پندار تنظیم کنندگان آن ، از کوی گرم ولایت خدا برنخواسته و این از زانوی چرکین سه سال هجوم بی امان و بداخلاقی های پیرامون هاشمی ، در حزب کارگزاران و نیز در دیگر رسانه های وابسته به آنها ، در برخورد با دولت نهم که مورد حمایت صد در صد ولایت خدا بوده و هست ، پیدا بود .
اما آنچه را که من قصد دارم بدان بپردازم ، نه موضوع عدم اعتقاد آقای هاشمی به ولایت فقیه ، بلکه مصاحبه ای است که صادق زیبا کلام باز در باره همان کتاب در روزنامه کارگزاران انجام داده و زوایای دیگری از واقعیات نوشیدن جام زهر توسط امام راحل را نمایان
. و آشکار ساخته است . ایشان گفته اند : « در مورد پایان جنگ بحث ما ( با هاشمی ) خیلی طولانی شد . نتیجه ای که من از آن مباحث گرفتم آن است که همه به جز نهضت آزادی ، بعد از فتح خرمشر موافق ادامه جنگ بوده اند ، حتی آنان که امروز روند طولانی شدن جنگ را نقد می کنند . آقای هاشمی هم موافق ادامه جنگ بوده است . اما به نظر من در زمانی ، دقیقا نمی دانم چه زمانی ، آقای هاشمی متوجه می شود که ما نمی توانیم در جنگ پیروز شویم . از آنجا به بعد ایشان سعی می کند به نحوی شتر جنگ را بخواباند و به نظر من ایشان بیشترین نقش را در پایان جنگ داشته است . هیچ کس به اندازه ایشان در متقاعد کردن امام برای پایان جنگ نقش نداشت . چیزی که آقای هاشمی نخواست بگوید و من متوجه شدم این بود که ایشان به تنهایی نمی توانست در شورای عالی جنگ بر رای کسانی که خواهان ادامه جنگ بودند فایق آید . یک چیزهایی را من از زیر زبان ایشان گرفتم . مسئله پایان جنگ از جمله این مسائل بود( 22 اردیبهشت 87 _ ضمیمه روزنامه کارگزاران ص 5 )
اگر یادتان باشد ، پارسال آقای هاشمی رفسنجانی ، بدون مقدمه دست به انتشار نامه ای از حضرت امام زد و در یک فرار رو به جلو ، مدعی شد : « 
مردم حاضر بودند اگر امام می‌خواست ریاضت بکشند ولی نامه آقای رضایی پذیرش قطعنامه را قطعی کرد . » و تلاش نمود تمام کاسه کوزه های پذیرش قطعنامه را بر سر سردار محسن رضایی بشکند . اما سردار لب به سخن گشود و حقایق دیگری را بر ملا کرد و از در پاسخ در آمد که : « این بحث معروفی بین فرماندهان و آقای هاشمی بود. فرماندهان به ویژه پس از عملیات خیبر می‌گفتند این استراتژی سیاسی نتیجه‌ای ندارد و اجازه بدهید برنامه‌ای برای استراتژی نظامی تهیه و جنگ را تمام کنیم. هیچ‌گاه مسؤولان سیاسی و آقای هاشمی این را نپذیرفتند. یک روز آقای هاشمی گفتند ما حتی نمی‌توانیم بند پوتین سربازان و بسیجی‌ها را فراهم کنیم. این تعبیر بیانگر این بود که هیچ‌گاه به استراتژی نظامی فرماندهان نظامی توجهی نشد و همیشه می‌گفتند توان اقتصادی حمایت از این استراتژی را نداریم و اقتصاد کشور تحمل این استراتژی را ندارد. » (محسن رضایی _ سایت بازتاب  ) در صورتی که : « تعدادی از وزرا که گمان می کنم 10 نفر بودند ، مسئول آن شدند تا در یک فضا و شرایط بسیار خاص – چون موضوع سری بود – بنشینند و بدترین شرایط ممکن را که احتمال دارد برای کشور پیش بیاید از نظر معیشت و اقتصاد مردم مورد بررسی قرار بدهند و تمام نقاط شکننده ای را که اگر به آنها برسیم ، نمی توانیم مقاومت کنیم بررسی کنند . این جلسات به کلی سری بود و حتی مدارک و اسنادی که در آنها تنظیم می شد از آنجا خارج نمی شد و وزرا مسئول بودند که متنهای تهیه شده را در همان جلسه بگذارند و بیرون بیایند . حتی معاونتهایی که از وزارتخانه های مختلف شرکت می کردند ثابت بودند و نمی بایست عوض می شدند .
 کاری که در آن زمان انجام شد این بود که تمام نقاط بحرانی و حساسترین نقاط اقتصادی و معیشت کشور و وضعیت کشور برای مقاومت را یررسی کردند . برای مثال بررسی کردند که اگر تکیه ما در راه ارتباطی بین جنوب و شمال بر استفاده از بندر عباس است ، یک پل بیشتر در بین راه نداریم ، حال اگر آن پل را بزنند وضعیت ما چه می شود ؟ آیا می توانیم به تهران یا به شمال کشور کالا برسانیم یا جبهه ها را تامین و پشتبانی بکنیم یا اگر پالایشگاههای ما را مورد اصابت قرار دادند ، آیا می توانیم سوخت همین تانکهای معدود خود را – با توجه به اینکه دیگر تانکی به ما نمی دهند – تامین کنیم ؟ آیا مقدار فلزاتی را که برای ساختن خمپاره لازم است ، می توانیم به دست بیاوریم یا می توانیم حداقل نانی که لازم است – به معنای واقعی حداقل – در اختیار مردم قرار بدهیم اگر تمام پالایشگاه ها را زدند ، مقدار سوختی را که برای حرکت حداقل تعدادی خودرو لازم داریم ، می توانیم تامین کنیم ؟ یا در غرب کشور مسئله پل ها ، جاده ها و تاسیسات صنعتی به همین صورت مطرح بود .
 در آن زمان بحث بسته شدن تنگه هرمز مطرح بود و پرسشی در این زمینه وجود داشت که اگر تنگه هرمز در جریان جنگ نفتکشها بسته شد و اگر جلفا را هم شورویها بستند – چون آن موقع روابط خوبی با ما نداشتند – اگر ترکیه هم مرزهای خود را بست ، آیا می توانیم تاب مقاومت داشته باشیم . نتیجه بررسیهایی که در این زمینه به عمل آمد این بود : بله ، شرایط سختی حاکم خواهد شد ، ولی با روحیه ای که در ملت ، مدیران و نیروهای ما وجود دارد ، می توانیم مقاومت کنیم ... آن چیزی که از این بررسیها به دست آمد این بود که این کشور و این ملت می تواند خودش را اداره بکند و اگر لازم است که مقاومت کند ، می تواند مقاومت خود را ادامه بدهد
. » ( پنج گفتار – مهندس موسوی – ص 95 – 96 ) و این سند نشان می دهد که عدم توانایی اقتصاد جنگ و یا ناتوانی در تامین پوتین و بند پوتین افسانه ای بیش نبوده است و سردار سازندگی در نوشیدن جام زهر توسط امام راحل نقش به سزایی داشته است . چرا که : « امام می‌فرمود «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم »، رزمندگان می‌گفتند «جنگ جنگ تا پیروزی» و فرمانده عالی جنگ یعنی آقای هاشمی می‌گفتند «جنگ جنگ تا یک عملیات ولی یک عملیات سرنوشت ساز» . (سردار غلامعلی رشید _ 26 فروردین 87 _ خبرگزاری فارس  )
باری در پایان ، فراز هایی از بیانات حضرت امام را می آورم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید: « اینهایی که گمان می کنند اسلام نگفته است « جنگ جنگ تا پیروزی » اگر مقصودشان این است که در قران این عبارت نیست ، درست می گویند و اگر مقصودشان این است که بالاتر از این در زبان خدا نیست ، اشتباه می کنند ، قرآن می فرماید « قاتلوهم حتی لاتکون » همه بشر را ، برای مقاتله تا رفع فتنه دعوت می کند ، یعنی جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم . این غیر از چیزی است که ما می گوییم ، ما یک جز کوچکش را گرفته ایم ، برای این که ما در دایره خیلی کوچکی از این دایره عظیم واقع هستیم و می گوییم که « جنگ جنگ تا پیروزی » و مقصودمان هم پیروزی بر کفر صدامی است . آنچه قرآن می فرماید ، این نیست . آن می گوید « جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم » یعنی ، باید کسانی که از قرآن تبعیت می کنند ، در نظر داشته باشند که باید تا جایی که قدرت دارند ، به نبردشان ادامه دهند تا اینکه فتنه از عالم بر داشته شود . این رحمتی برای عالم است . (کوثر ج دوم ص 749 _  امام خمینی) ( و نیز جهت اطلاع آقای خاتمی و صدور انقلاب ! ) 


 نوشته شده توسط بهمن عزیزی در سه‏شنبه 24/2/1387 و ساعت 5:1 صبح | نظرات دیگران()
قسمت دوم :
مگر همین دیروز نبود که سرزمین ما ایران « گاو شیر ده شده بود » (حضرت امام ) آمریکا می دوشید ، انگلیس می دوشید و حتی اسرائیل . دیروز ما سیم خاردار از آمریکا و اروپا وارد می کردیم (حسین شریعتمداری) اما امروز به 57 کشور جهان ، سخت افزار نظامی صادر می کنیم ( محسن نجار وزیر دفاع – یالثارات – 15 شهریور 85 – ص 2 ) دیروز دست های آلوده تزهای تعدیل اقتصادی را که از سیاست های خانمان برانداز بانک جهانی و صندوق بین المللی پول بود بر سر سفره انقلاب آورده بود ،  امروز همان سیاست ها توسط احمدی نژاد پوپولیست ! و اما بت شکن ، سنگر به سنگر فرو می ریزد و عصر ابراهیم بت شکن را در دلهای مومنان خدا زنده می سازد . دیروز اصلاح طلبان بی درد به همراه مشارکت جویان ! سید خندان تلاش می نمودند . بادبادک های انقلابات رنگین را در سرزمین خون و شهادت هوا کنند و  امروز به عیان در یافته اند که از منویات شیطان بزرگ پیروی می کرده اند .آنان اشکارا دیدند که چگونه احمدی نژاد پوپولیست ! به جامعه مدینه النبی پیامبر خدا جان بخشید و  خود باوری را ، شجاعت را ، او ربودن خواب از چشمان آمریکا را به جهانیان آموخت . به گونه ای که امروز ارتش آمریکا به یاری دولت اعتدال گرا و میانه رو جلال طالبانی (چیزی شبیه به استوانه خودمان ) که یک روز با دست های پاک احمدی نژاد بیعت می کند و روزی دیگر بر چهره چرکین رایس بوسه می زند . نتوانست بر ارتش المهدی مقتدا صدر فائق آید . و یا ملل عرب ، احمدی نژاد عجم را محبوب ملت های خود می دانند و او را تحسین که در دنیای پر از بیم و ترس ، شجاعت را به نمایش گذاشت. و به عنوان رئیس جمهوری کشور شرارت ! و رهبر تروریست های ! همه عالم ، پا به سرزمین عاشورا گذاشت و در سرزمین تحت اشغال آمریکا هر آنچه را که دلش می خواست گفت و آنگاه صحیح و سلامت به پایگاه خود ، یعنی سرزمین منتظران مهدی ( ع ) بازگشت .
همه این پدیده های سیاسی که در جهان امروز اتفاق می افتد نشانگر آن است که اندیشه های حضرت امام در هزاره سوم میلادی به بار نشسته است و « نهضت ایران ، چارچوب های حزبی را در همه عالم در هم شکسته » و می رود تا « نمونه ای از پیوند مستعضعفین را در جهان به نمایش گذارد .» (  حضرت امام ) حال ، بگذارید اصلاح طلبان دین ستیز ، شب و روز در رسانه های خود ، داده های آدام اسمیت را ، تئوری های نخ نما شده اقتصاددانان غرب را نشخوار کنند ، بگذارید  از گرانی مایحتاج مردم قصه ها بسرایند ، بگذارید دمکرات مسلمان های کارگزار ، از غصه عدم اجرای اصل 44 قانون اساسی بمیرند  ... ما را چه باک ، مردم ما آگاه است ، مردم ما بمب است ، بمب هسته ای ، آنان طی سی سال گذشته در مکتب امام خمینی پرورش یافته اند و چشمان خود را در اندیشه های او شسته و با چشمانی باز و روشن به خوبی می دانند که کجا ؟ چگونه ؟ و چرا شب که می خوابند .صبح روز فردا ، قیمت مسکن دو برابر می شود و چرا در سفره آنان گوجه فرنگی می یافت نمی شود و هر چه می جویند . از گوشت قرمز و سفید خبری نیست و ... اما آنان هرگز ، فشنگ ، تفنگ خود را بسوی احمدی نژاد نشانه نخواهند رفت . این را در انتخابات مجلس هشتم به همه جهانیان اعلام داشتند . ملت ما دل به ولایت خدا سپرده و همدوش با رئیس جمهور انقلابی خود می روند تا معادلات عالم را بر هم ریزند . آنان می دانند که بوش مار بر دوش هزاره سوم میلادی ، هرگز عاقل نخواهد شد . حتی اگر شهرزاد قصه گویش ، اصلاح طلبان باشد . مگر می شود به غول سرمایه داری آمریکا فرمان  « ایست » داد . این غول بی شاخ و دم ، نفت ارزان می خواهد ، نیروی کار مفت و مجانی و مواد اولیه ای که باید شکم سیری ناپذیراش را سیراب سازد . لذا اولویت اصلی ما گوجه فرنگی نیست ، گوشت نیست ، مسکن نیست . وظیفه اصلی ما جان ستاندن از شیطان بزرگ آمریکاست .آنان هم اینک در باتلاق کربلا ، به هزاران بلا گرفتار آمده اند و ما از سر عدل و مهر ورزی با آنان به گفتگو نشسته ایم . تا سرزمین عاشورا را ترک گویند و گر نه عاشورای دیگری در سرزمین کربلا خلق خواهیم کرد . آنجنان که همه روز هایمان را عاشورا و تمامی ارض خدا را به کربلا تبدیل خواهیم کرد و  انتقام صدها هزار شهید به خون خفته هشت سال جنگ تحمیلی را ، انتقام جهار صد مسافر آسمان نیلگون خلیج همیشه فارس را ، انتقام چهار صد زائر خانه خدا را و ...  از آمریکای جنایتکار خواهیم گرفت و به جهانیان نشان خواهیم داد که « حزب در هیچ کجای دنیا معنا ندارد » و در همیشه تاریخ به جبهه ها و گروه های کذا و به سرداران دیروز و علمداران لیبرالیسم امروز... خواهیم فهماند که ما هیتی ها ، مسجدی ها ، پوپولیست ها و حتی لمپن ها ! منتظریم . منتظر یک ندا ، منتظر یک عاشورا و آنزمان که ولایت خدا فرمان دهد . دست در دست وارثان اصلی زمین ، رهسپار کربلا خواهیم شد.
 نوشته شده توسط بهمن عزیزی در چهارشنبه 18/2/1387 و ساعت 3:29 صبح | نظرات دیگران()
قسمت اول :
« اصلا در ایران حزب معنی ندارد ، در هیچ کجای دنیا ») صحیفه نور ج 1 ص93 ) « اگر شما با هم اجتماع کنید این جبهه های مختلفی که دارید ، هر ده تای شما ، صد تای شما با هم جمع شوید ، یک اسمی روی آن گذاشتید . این اسم ها را کنار بگذارید و همه با هم شوید و یک اسم داشته باشیدو اتفاق کلمه داشته باشید ... استفاده از شما این است که شما را به جان هم بیندازند، این کی است ؟ جبهه ملی ، آن کی است ؟ نهضت آزادی ، آن کی است ؟ جوانان چه ، آن کی است ؟ گروه کذا ، گروه های مختلف و متعدد که پیش هر کسی که بروی دیگری را تکذیب میکند. » (صحیفه نور – ج 4 – 57.10.3 )
اگر بخواهیم بدنبال مصداق های سخنان حضرت امام بگردیم ، با نام ها و نشانه های بی شماری مواجه خواهیم شد که در این میان تنی چند ، بیشتر به چشم می آید ، چرا که این ها اصولگرایانی بودند که بعدها باده از دست اصلاح طلبان نوشیدند و سر مست شدند و در پس کوچه های تفرقه پرسه زدند .
محسن رضایی که در روزگاری نه چندان دور گفته بود : « آقای احمدی نژاد فراتر از یک پدیده است  ) » پرتو سخن 15 شهریور 85 ص 2 )  هم اکنون به اندیشه ای فراتر از یک پدیده  رسیده است که همانا در راه سوم تجلی یافته است و تمامی هنر این اندیشه ، سنگ اندازی در مسیر سیاست های انقلابی احمدی نژاد است که گاه این امر در سایت مرحوم « بازتاب » و یا هم اکنون به شکل وحشتناکی در سایت نو رسیده ای به نام « تابناک » تداوم دارد و این برادر سردار همچنان بر شیپور گروه گرایی و حزب بازی می دمد و بر گروه های کذا و کذا خوراک تبلیغاتی فراهم می سازد و از روی عناد و شاید هم حسادت چشم بر واقعیات پیرامون خود بسته و هنر نمایی های یک رییس جمهور دل سپرده به ولایت خدا را در سطح جهان نادیده می گیرد . رئیس جمهوری که در عصر سیاست مداران گرگ نما و سیاست بازان روبه صفت ، آنان که ترس از آمریکا در خون و پوست شان لانه کرده است ، هولوکاست را به زیر سوال برد و در همه استانهای میهن اش ، در مجله تایم ، در مقر سازمان ملل و در هر کجایی که ممکن بود فریاد بر آورد : یا ایهالذین آمنو ، گیریم جریان هولوکاست واقعیت داشته ! مردم فلسطین را سنه نه ، چرا گرگ های آدم نما طالبند گنه یک دیوانه آلمانی را بر گردن یک مسگر فلسطینی بیندازند و خانه و کاشانه اش را با خاک یکسان سازند . تاکید رئیس جمهور انقلابی ایران بر چنین مطالبه ای منجر به عصبانیت اشغالگران قدس شد و آنان دست به یک عمل احمقانه ای زدند تا بار دیگر جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل را ،به گونه ای دیگر تکرار نمایند. غافل از آن که شیر مردان بیشه های لبنان در کمین آ نها نشسته و منتظر بودند تا به زیبایی هر چه تمامتر و در عرض 33 روز پوزه کثیف شان را بر خاک بمالند . اما بازتاب این همه شکوه و عظمت در سایت « بازتاب » دل آزار بود . چه ،آنها گامهای خود را با گامهای دشمنان ما هماهنگ ساختند و آن چه را که دوستان هولوکاست بر دل داشتند اینان بر زبان جاری ساختند که همگان دیدند و خواندند و ایام گذشت و سر انجام رو سیاهی به برادران بازتاب ماند .
و اما قالیباف ، او نیز در روزگار ناتوانی احزاب به سمت و سوی جبهه ها و گروه های مثلا فراگیر ! کشیده شد و هر چه در توان داشت بر طبل تفرقه کوبید . هر جند او هنر های قابل تاملی دارد و شاید هم داشت و همو بود که در هیاهوی » پیش به سوی جامعه مدنی »و« زنده باد انقلابات رنگین » جناب خاتمی ، فرماندهی آراسته به نوآوری را به نمایش گذاشت و نیروی انتظامی را با تکنولوژی روز دنیا عجین ساخت و این خدمت بزرگی به انقلاب بود که بعد ها ثمره آن را مکرر خواهیم دید .
اما برادر قالیباف با تمام هنر هایی که دارد حامل عیب های تهوع آوری نیز هست که آدمی باور نمی کند این عیوب در قالب کلمات ، از زبان قالیباف جاری شده باشد . من از سیاست متنفرم  ) رسانه ها » ( مردم به دولت احمدی نژاد رای ندادند  ) مجله وزین ! تایم ) مطمئنا روابط منفی غرب با ما بر اقتصاد ما تاثیر خواهد گذاشت؛ ما نمی‌توانیم منکر این قضیه شویم. روابط ما، ما را به سمتی که هم‌اکنون شاهد آن هستیم سوق داده و شاهد دور سوم تحریم‌ها هستیم ... این امر نشانگر آن است که ما می‌توانیم درباره مسائل دیگری نیز با آمریکا بر سر یک میز نشسته و گفت‌ و گو کنیم  ) پایگاه خبری انصار نیوز ) همه این ها نشانگر آن است که خلبان محترم ما در عالم سیاست سر گیجه گرفته و می پندارد برای پوشیدن جامه ریاست جمهوری لازم است ظهر ها بر سر سفره اصلاح طلبان بنشیند و عصرها پشت سر اصولگرایان به نماز و این یعنی اغتشاش فکری یک سردار ، سرداری که تصور می فرماید :« جریان سومی خواهد آمد که آن جریان بسیار قوی خواهد بود شهروند امروز ش 41 ص  ( 49در صورتی که با کمی بصیرت ، به خوبی می توان دریافت که این جریانی که برادر خلبان ما انتظار آن را می کشد در سال 41 استارت خورده ، در 22 بهمن 57 پیروز شده و در سوم تیر 84 بر قدم هایش شتاب بخشیده و هم اکنون به صورت خیلی فراگیر در تمامی اکناف عالم بال و پر گشوده است .
 نوشته شده توسط بهمن عزیزی در چهارشنبه 18/2/1387 و ساعت 3:24 صبح | نظرات دیگران()
   1   2   3      >
 لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[11/4/1387- 4:17 ص] چگونه یک « رئیس جمهور » بسازیم ؟
[4/4/1387- 11:19 ع] سوم تیر ، یا علی گفتیم و عشق آغاز شد .
[25/3/1387- 1:38 ص] شازده کوچولو و محتشمی پور !
[10/3/1387- 7:49 ع] آقای با هنر ، کدام تئوری ؟ کدام اقتصاد ؟
[31/2/1387- 2:28 ع] دوم خرداد بود...سوم خرداد بود...
[آرشیو شده ها]