[ و از نوف بکالى روایت است که شبى امیر المؤمنین ( ع ) را دیدم از بستر خود برون آمده نگاهى به ستارگان انداخت و فرمود : نوف خفته‏اى یا دیده‏ات باز است ؟ گفتم دیده‏ام باز است . فرمود : ] نوف خوشا آنان که دل از این جهان گسستند و بدان جهان بستند . آنان مردمى‏اند که زمین را گستردنى خود گرفته‏اند و خاک آن را بستر . و آب آن را طیب . قرآن را به جانشان بسته دارند و دعا را ورد زبان . چون مسیح دنیا را از خود دور ساخته‏اند و نگاهى بدان نینداخته . نوف داود ( ع ) در چنین ساعت از شب برون شد و گفت این ساعتى است که بنده‏اى در آن دعا نکند جز که از او پذیرفته شود ، مگر آن که باج ستاند ، یا گزارش کار مردمان را به حاکم رساند ، یا خدمتگزار داروغه باشد ، یا عرطبه طنبور نوازد ، یا دارنده کوبه باشد و آن طبل است . [ و گفته‏اند عرطبه ، طبل است و کوبه ، طنبور . ] [نهج البلاغه]
امروز: شنبه 15 تیر 1387

 اشاره : می خواستم مطلبی در باره برادر حسین موسویان که بناحق !! جاسوس اش نامیدند و به حق !! تبرئه اش نمودند . چیزی بنویسم . رجوع کردم به مطلبی که در زمان دستگیری آن برادر در میهن بلاگ نوشته بودم . خیلی دلم می خواست به موضوعاتی همچون همایش اتحاد ملی و انسجام اسلامی آقای هاشمی و در جوارش موسویان و نیز تبرئه موسویان و و کلا حواشی جریاناتی که پس از تبرئه وی اتفاق افتاد . بپردازم و لینک « جاسوس بیخبر افتاد و شیخ ... » را بدان اضافه نمایم . اما این لینک و لینک های خیلی از دوستان دیگر توسط سرویس دهندگان برادران میهن بلاگ که از قضا آمریکایی هم بودند . پرید رو هوا . لذا بهتر آن دیدم که همان مطلب را بدون هیچ دخل و تصرفی دو باره و این بار در پارسی بلاگ منتشر کنم که از این بابت پوزش می طلبم .
 اما معتقدم حتی بدون اینکه اسنادی که گفته می شود منتشر خواهد شد و برادر الهام انتشار آن را فعلا منتفی اعلام می دارد و یا دادگاه این حضرت به صورت علنی و یا غیر علنی برگزار شود و ... همین مسائلی که در این یادداشت مستند آمده و تا کنون از سوی اصلاح طلبان پررو و میانه ورزان ترسو ، بی پاسخ مانده است . برای کفن پوش کردن یک فرد نامساعد کاملا کافی است .
 بنام خدا

  جاسوس بی خبر افتاد و « شیخ » بی حس شد !
 
این داستان : تیمار انگلیسی
 ما : خودتان را معرفی کنید و بفرمائید به چه اتهامی بازداشت شده اید ؟
 
متهم : اهل کاشانم ، پیشه ام جاسوسی است ،  من خوب می دانم « دلار » کجا می روید ، « شیخ » کی می آید ، « استوانه » کی می خواند ، « آفتاب» کی طلوع می کند . من ... ( مکث کوتاه ) برادر گلویم خشک شد ، میشه بفرمائید یه پیپ و یه قهوه برام بیارند .
ما : ببین عزیز من ، شما ... تلفن زنگ می زند ... الو ... سلام علیکم ... باشه ، باشه ... چند لحظه گوشی ... قد شما چند متره ؟
  متهم :
یک متر و هفتاد و شش سانتی متر . رنگ خردلی – ترجیحا دوخت ایتالیا یا آلامد لندن !
  ما : الو ... قد یک متر و هفتاد و شش سانتی متر ، رنگ خردلی ... بله ... بله ... گوشی !... می گویند کفن باید سفید باشه !
 
متهم : چی !؟ کفن ؟! جون مادرت بی خیال شو ! کفن برای چی ؟!
 ما :
الو ... حاج آقا منظور ایشون همون سفیده ... بله ... بله... ما در خدمتیم ... یا علی .
 متهم :
( با ترس و لرز ) آقا من چی باید بگم ؟
 ما :
هر چه دل تنگ ات می خواد !
 متهم :
از کجا شروع کنم ؟
 ما :
مثلا برا شروع شرکت آمریکایی هالیبرتون ، چطوره ؟ .
 متهم :
ببینید آقا ، «
سیروس ناصری نایب رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت اورینتال کیش و دیک چنی معاون رئیس جمهور امریکا ، دو نفر اصلی زمینه ساز قرارداد هالیبرتون - اورینتال در ایران بودند. سفر چنی به ایران در سال 79 که برای آماده سازی قراردادهای نفت و گاز در ایران صورت گرفت، تا مدتها محرمانه باقی ماند. در همین سفر محرمانه بود که دیک چنی به علت عارضه قلبی ، حتی چند روزی را مهمان یکی از بیمارستانهای تهران بود ». ( رجا نیوز )
 ما :
این شد یه چیزی ، خب ادامه بده .
 متهم :
«
هالیبرتون برای حفر هر چاه مبلغ 23 میلیون دلار پیشنهاد داده و جمعاً خواستار دریافت 282 میلیون دلار شده بود اما دولت وقت ایران که به عنوان کارفرما می بایست کمترین مبلغ پیشنهادی را بپذیرد ، در قرارداد منعقده مبلغ 360 میلیون دلار (80 میلیون بیشتر از پیشنهاد شرکت امریکایی) به کنسرسیوم هالیبرتون- اورینتال بخشید! » . ( رجا نیوز )
 ما :
دولت وقت ایران چرا این کارو می کرد ! مگر ...
 متهم :
آقا من اطلاعات زیادی از این بابت ندارم . اینا را بهتر است از نهاد استوانه و یا از شیخ اعظم بپرسید .آنها در جریان امر قرار داشتند ، فقط به ما می گفتند ، شما ها نابغه اید و یا می گفتند – آفرین و بعضی وقت ها هم می گفتند کار + آفرین .
 ما :
خب شما ها فکر نمی کردید . کار شما آفرین ندارد ، اگر قرار بود به این نوع خیانت ها آفرین گفته بشه ، باید به شاهنشاه آریامهر ! که توانسته بود به جای دیگ چنی ( شکننده ) کارتر و بانوی ( استیل اصل ) را و صدها شرکت بین المللی را که هالیبرتون مابین آنها عددی هم محسوب نمی شود. به تهران بکشاند . لابد به این ها باید می گفتیم : صد آفرین و هزار و سیصد آفرین !!
 متهم :
آقا سیروس ناصری هی می گفت : « 
پیشرفت مذاکرات در کمیته سیاسی و اقتصادی مناسب است ، اما پیشرفت مذاکرات هسته‌ای کمتر از مباحث دیگر است. »  (خبر گزاری فارس ) اما آقایان نهاد و شیخ اعظم می گفتند این دستور نظام است !
 ما :
غلط می کند کسی که می گوید این همه خیانت ها ، دستور نظام است ، مگر رهبر این نظام در گرمسار نگفتند :
« بحمداللَّه پایگاه سیاسى کشور و منزلت اجتماعى ملت ایران در جهان افزایش پیدا کرده است. قبلها، دشمنان ما خیال مى‏کردند زمینه را فراهم کرده‏اند یا فراهم خواهند کرد و با یک حرکت دست، مى‏توانند کشور را از این رو به آن رو کنند. امریکاییها این حرف را گفتند. چند سال قبل از این، عده‏اى از سیاسیون امریکایى به طور محرمانه و مخفیانه - ما مطلع نشدیم ، بعد که برگشتند مطلع شدیم - به ایران آمده بودند و با بعضى از محافل نامساعد با نظام نشست و برخاست کرده بودند؛ وقتى رفتند گفتند در ایران کسانى هستند که منتظر یک اشاره‏ى ما هستند تا علیه نظام شلیک کنند. امروز حقیقت براى آنها روشن شده است. نه فقط نمى‏توانند سلطه پیدا کنند، حتّى لطمه هم نمى‏توانند بزنند. ملت بیدار و متحد است. ما دلهایمان به هم نزدیک است. ملت به مسئولان خود اعتماد دارد؛ مى‏داند که آنان آنچه مى‏کنند و آنچه مى‏گویند، براى شخص، براى قدرت و براى زر و زور نیست. با نگاه باز نیازها و مصالح کشور مشاهده مى‏شود و مردم هم تشخیص مى‏دهند » .
 متهم :
سرش را پائین انداخته و پس از چند لحظه می گوید : برادر میشه بگید این صدای چکش و میخ و تخته و اره را قطع کنند ، آخه منو یاد ... ( اشاره به مصاحبه های ملوانان انگلیسی در لندن )
 ما :
حرف زیادی نزن ، شما متهم به جاسوسی علیه نظام هستید و به عنوان دایر کننده « محافل نامساعد » مبالغ کلانی را به شرکت ملی نفت ایران ! به عنوان رشوه پرداخت کرده اید .
 
متهم : آقا بخدا من پرداخت نکردم ، « چنانکه اطلاع دارید در سال 2000 میلادی و در دوره اولیه زمامداری بوش به دلیل بحران نفتی آن سال که به افزایش شدید قیمت‌های نفتی منجر شد ، بوش ، وزیر نفت آمریکا « اسپنسر آبراهام » را در راس یک گروه کارى مامور بررسى میزان آسیب پذیرى امنیت آتى آمریکا در صورت ادامه اختلالات کوتاه مدت و بلندمدت در زمینه نفت کرد که سرپرستى این گروه را معاون وى دیک چنى برعهده داشت » . ( رجا نیوز )
 « از آن سال (سال 2000) و پس از پایان این بررسی ، دفتر هالیبرتون در ایران افتتاح شد و این شرکت وابسته به دیک چنی به تلاش برای حضور در صنایع نفتی جنوب ایران پرداخت » . « در همین دوره سیروس ناصری دیپلمات ارشد ایرانی و عضو سابق تیم دیپلماسی هسته‌ای ایران با
کمک یکی از مسئولان دفتر سازمان ملل در ایران و چند دفتر فعال در کارتل‌های انرژی ، شرکت نفتی خود در انگلیس و دبی را به ثبت رساند و در خیابان ناهید در بلوار آفریقا آغاز به کار کرد ». ( رجا نیوز )
 اما جالب اینجاست که « این شرکت حتی یک دلار در ایران سرمایه گذاری نکرد ؛ هالیبرتون با طرح وجود تحریم از سوی آمریکا علیه ایران خود هیچگونه سرمایه گذاری در این قرارداد نکرده بود و تنها به ارائه خدمات فنی و مهندسی و ارسال تجهیزات بسنده کرده بود ، تا از این فرصت طلایی برای دریافت قراردادی با سود کامل در منطقه بی‌نظیر انرژی پارس ایران بهره برده باشد  . علاوه بر اینکه هیچگونه انتقال تکنولوژی نیز در جریان این قرارداد پیش‌بینی نشده تا لااقل بتوان از ویژگیهای آن برای پیشرفت فنی صنعت نفت ایران بهره برد ».
( رجا نیوز )
 ما :
جریان آن نیم میلیون دلار چی بود ؟
 متهم : بعد از گذشت حدود سه ماه از برنده شدن شرکت اورینتال کیش، آقای احمد رضا کاظمی نجف آبادی مدیر عامل سابق هواپیمایی و مشاور عالی شرکت نفت و گاز پارس « برای خرید منزل مسکونی در احتشامیه از آقای سیروس ناصری نیم میلیون دلار می گیرد که البته وام بود و مبلغ مذکور با پیشنهاد وی از حساب بانکی‌اش در سوئیس به نام همسر او در دوبی واریز شد و آن پول را دریافت کرد »»  (خبر گزاری فارس )
ما : شما طوری سخن می گوئید که انگار هر آنچه را که می گوئید بر روی پرده های سینما دیده اید و حضرت عالی هیچ نقشی در آن نداشتید . در صورتی که شما طراح و موثر ترین فردی هستید که این جریانات را هدایت می کردید .
 متهم :
آفا ما !؟
 ما :
بله شما ! شمای نامساعد در سال 77 سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را ، اینگونه ترسیم می کنید : « نه تنها محدودیت های قانونی در حوزه سرمایه گذاری خارجی در ایران وجود ندارد ، بلکه تدارکاتی چند در این زمینه پیش بینی گردیده است . این تدارکات شامل انتقال نامحدود سرمایه و بهره حاصل از سرمایه گذاری می باشد . سرمایه گذاران می توانند بهره حاصل از سرمایه گذاری را بصورت پول قابل تبدیل از کشور خارج نمایند . اعطای مساعدت های قانونی و حقوق مساوی برای سرمایه گذاران خارجی همانند سرمایه گذاران داخلی از جمله تمهیدات دولت برای مشارکت سرمایه گذاران خارجی می باشد . در صورت ملی شدن دارایی های ناشی از سرمایه گذاری ، ما به ازای آن از طریق پول قابل تبدیل پرداخت خواهد شد . »
( سیاست خارجی ایران در دوران سازندگی – انوشیروان احتشامی – ص 35 )
  این دیدگاه یعنی سلام بر هالیبرتون ، درود بر دیگ چنی ، یعنی زنده باد آمریکا ، یعنی هفته نامه شهروند ، یعنی هم میهن ، یعنی شرق ! یعنی آلمان ، یعنی پور سانت ، یعنی نیم میلیون دلار ، یعنی در یافت 1000 میلیارد تومان وام بلاعوض ! یعنی پارسیان ،  یعنی توتال ، یعنی پاسارگاد ، یعنی صلوات بر عدالت و فاتحه بر انقلاب ... راست نمی گویم آقای نامساعد !

 متهم :
آقا تورا خدا بگوئید صدای اره و چکش و میخ و تخته را قطع کنند ! آقا تورا خدا ...
 ما :
( توجهی نمی کند ) شاهکارهای اقتصادی حضرات را مرور کردیم ، اگر موافق باشید بریم سر مسائل مذاکرات هسته ای ، شما لطف کنید یه نگاهی به این یادداشت ها بندازید ... بفرمائید . متهم یادداشت را می گیرد و شروع به خواندن می کند : 
 
   * ایران در دور قبلى مذاکرات از وجود نقشه هاى سانتریفوژ پى-?  آژانس را مطلع کرده است. با اعلام این خبر، محمد البرادعى با خرسندى اطلاع داد که این خبر در قطعنامه پایانى تاثیر خواهد داشت. اما رضایت البرادعى و موسویان ، نماینده ایران در اجلاس شوراى حکام زمان زیادى نپایید و با تصویب قطعنامه مشخص شد که چنین نکته مثبتى در پرونده ایران لحاظ نشده است ... ( شرق)
     * حتى اخطار رئیس جمهورى ایران در روز پنج شنبه نتوانست تاثیر آشکارى داشته باشد. سید محمد خاتمى روز چهارشنبه در پایان جلسه هیات دولت اعلام کرده بود که از قطعنامه پیشنهادى سه کشور اروپایى راضى نیست و تغییرات انجام شده در این قطعنامه را کافى نمى داند . ( شرق)
  
  * نکته منفى این قطعنامه بندى است که از تاخیر در تحویل اطلاعات کافى و حضور موارد ابهام از سوى ایران، اشاره کرده و به بیان دیگر، آن را محکوم کرده است.پس از پایان جلسه، دیپلمات هاى حاضر در وین انتظار داشتند که از کسى چون حسین موسویان واکنش تندى ببینند. سید حسین موسویان با توجه به سمت پیشین خود به عنوان سفیر ایران در آلمان و در زمان پرونده میکونوس این پیش تفکر را به وجود آورده بود ولى وى با خونسردى اعلام کرد که قطعنامه نهایى خوب است .( شرق)
  
  * به گزارش خبرگزارى فرانسه، موسویان گفت: «ما به همکارى با آژانس بین المللى انرژى اتمى ادامه مى دهیم و قطعنامه راضى کننده است
    *
ریچارد بوچر، سخنگوى وزارت خارجه آمریکا با اظهار رضایت از قطعنامه پایانى گفت: «قطعنامه پایانى راضى کننده است و ایران به ادامه همکارى با آژانس و تن دادن به بازرسى هاى بیشتر موظف شده و آنها مى توانند به راحتى چیزهاى بیشترى درباره پرونده هسته اى ایران به دست آورند.» بوچر همچنین اعلام کرد که آمریکا به برخى اطلاعات تکمیلى دست یافته و آنها را به آژانس اطلاع داده است .( شرق)
  *
در ادامه نیز چنین ذکر شده است: « آژانس از ایران مى خواهد به عنوان یک اقدام اعتمادساز دیگر به طور داوطلبانه ، در برنامه هاى خود براى آغاز تولید آزمایشى اورانیوم در تأسیسات و ساخت رآکتور آب سنگین [اراک] تجدیدنظر کند.» این در حالى است که حسین موسویان در وین به خبرنگار رویترز گفت که این قطعنامه مثبت تر از قبلى است و هیچ چیز مهمى در مقابل ایران ندارد ... دیپلمات هاى حاضر در وین اعلام کردند که پرونده ایران و بررسى آن ادامه خواهد داشت و حداقل سه ماه وقت لازم است تا موارد مجهول و مبهم روشن شود تا بتوان درباره صلح آمیز بودن فعالیت هاى هسته اى ایران نظر داد ... ( شرق)
 
  * روز گذشته کمال خرازى در گفت وگو با واحد مرکزى خبر اعلام کرد که ایران قطعنامه جدید را نمى پسندد . ( شرق) 
 
* به ما گفته بودند شما از غنی‌سازی دست بردارید و ما 10 سال دیگر این طرح را شروع می‌کنیم ؛ یعنی می‌خواستند به ما بگویند این‌ها را در 10 ساله با هم اجرا کنیم ؛ سرمایه‌گذاری ، مشارکت امنیتی ، نیروگاه و سوخت و روابط گرم و نزد یک شود و ما دو متحد شویم و اعتماد ایجاد شود . بعد ما می‌توانیم با هم روی آن کار کنیم.... ( گفتگوی 5/2 ساعته سید حسین موسویان با فارس )
  *
باید بپذیریم که اگر می‌خواهیم در قالب دیپلماسی ، ‌مذاکره و  تعامل موضوع را حل کنیم ، لازمه‌اش این است که روابط را ارتقاء دهیم و آن قدر این روابط در هم آمیخته و گسترده شود که هیچ کدام از طرفین نگران نباشد. (موسویان ) 
   
* یعنی اگر اروپا 100 میلیارد دلار سرمایه گذاری در ایران داشت، نگران 100 میلیارد دلارش نباشد و ما هم منافع عظیمی که از چنین روابطی داریم هیچ وقت چنین تصوری نداشته باشیم که سراغ بمب هسته‌ای برویم. (همان )
  *
مثلاً اروپا به ما می‌گفت که ما نیروگاه هسته‌ای را قبول داریم، فرض می‌کنیم که می‌خواستیم به مرحله اجرایی برسیم و اگر آلستوم فرانسه یا زیمنس آلمان می‌خواست نیروگاه بزند، آمریکایی‌ها به آنها می‌گفتند اگر شما در ایران نیروگاه هسته‌ای بزنید کار شما در آمریکا منتفی می‌شود. ( همان )
  *
صادرات یک شرکت غنی‌سازی فرانسه به آمریکا یک و نیم میلیارد دلار است ؛ یعنی حتی اگر دولت‌های اروپایی هم توافق می‌کردند شرکت‌ها به خاطر منافع خودشان نمی‌آمدند ؛ برای آن که زیمنس در ‌آنجا مثلاً دهها میلیارد دلار  سرمایه‌گذاری دارد و آن را برای چند صد میلیون دلار فدا نمی‌کرد ؛ بنابراین تاثیر آمریکا کاملاً روشن است. ( همان )
 
  * اگر در نهایت آمریکا با اروپا همراهی نمی‌کرد، اروپا در عمل 50، 60 و 70 درصد از تعهدات خود را انجام نمی‌داد. نمی‌توانست سوخت ارائه دهد. برای آن که آمریکایی‌ها آن شرکت سوخت فرانسوی یا آلمانی یا هلندی را تحریم می‌کردند ( همان )
  *
شیطنت خیلی بزرگی به خرج دادند و آن هم این که بسته‌ای که 1+ 5 در تابستان 85 به ما پیشنهاد کرد، تجدید نظر در مورد تعلیق را به شرطی منوط کرده است؛ یک شرط این که آژانس اعلام کند کلیه ابهامات برطرف شده است که این چند سال طول می‌کشد ؛ شرط دوم این که آژانس اعلام کند مواد هسته‌ای اعلام نشده در ایران نیست که این در مورد ژاپن 25 سال طول کشید و آژانس بعد از 25 سال توانست اعلام کند که در ژاپن مواد هسته‌ای اعلام نشده وجود ندارد؛ سوم اعتماد جهانی نسبت به ایران حاصل شود که این هم به مسائل دیگر مربوط می‌شود. ( همان )
    *
کار سختی است. تا قبل از این مصوبه ریش آمریکا در دست اروپا ، روسیه و چین بود. اشتباه چین، روسیه و اروپا این بود که با صدور قطعنامه موافقت کردند. بعد از این مصوبه ریش اروپا، روسیه و چین در دست آمریکاست ؛ آمریکا باید موافقت کند تا ما از ماده 41 بیرون بیاییم . ( همان ) 
 
ما : تموم شد ؟ ( در حالی که یادداشت را می گیرد ) ادامه می دهد : همه چیز گویا ، روشن و واضح است که طی مذاکرات حق مسلم یک ملت را به بازی گرفته اید و با علم به اینکه اروپا در این میان کاره ای نیست و بر اساس یک سناریو از قبل مکتوب شده ، اولین استارت را در سال 79 زدید و با هدایت معاون اول شیطان بزرگ آمریکا به ایران و زد و بند های آنچنانی ... بالاترین خیانت را نسبت به این ملت روا داشتید .
 متهم :
آقا ما سعی می کردیم ایران را از ماده 41 بیرون بکشیم .
 ما :
آخه مرد نامساعد ، ما از ماده 41 بیرون نیومدیم ، مگر اتفاقی افتاد . در نهایت ما را تحریم کردند .

 متهم :
آقا ، « نقطه فوف‌العاده خطرناک این است که 1+5 مسیر را به سمت غیرقابل مدیریت می‌برد . فصل 7 منشور 4 ماده دارد ؛ ماده 39 تشخیص تهدید است و این توصیه را در قطعنامه قبلی دادند ؛ ماده 40 که شورای امنیت اقدامات لازم را برای جلوگیری از وخامت اوضاع انجام می‌دهد که این هم در قطعنامه قبلی داده شد ؛ ماده 41 هم تحریم‌های سیاسی - اقتصادی است که در این قطعنامه داده شده است ؛ لذا ماده 42 می‌ماند که حمله نظامی است ». (موسویان )
 ما :
خب باشد ، در نهایت جنگ لبنان و اسرائیل تکرار می شود . منتها با ابعادی خیلی بزرگ ، شاید 33 روز تبدیل بشه به 33 ماه و... ( در را می زنند ) ... بفرمائید . در باز می شود و برادری وارد می شود .
 برادر تازه وارد : سلام ، ببخشید این بسته مال این آقاست !
 ما
بسته را می گیرد و می گذارد روی میز ، متهم از ما می پرسد : حالا توش چی هست ؟
 ما
می گوید : امکان دارد « کفن » باشد .
 متهم :
نه ! من تصور می کنم ، یکدست کت و شلوار خردلی – دوخت آلامد لندن است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
  متهم راست می گفت : کت و شلوار بود ، انها را پوشید و راهی خانه خود شد و بدین ترتیب قصه ما بسر رسید و آغا عدالت بخونش نرسید !!!!!!!!!!


 نوشته شده توسط بهمن عزیزی در یکشنبه 11/9/1386 و ساعت 7:11 صبح | نظرات دیگران()
 لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[11/4/1387- 4:17 ص] چگونه یک « رئیس جمهور » بسازیم ؟
[4/4/1387- 11:19 ع] سوم تیر ، یا علی گفتیم و عشق آغاز شد .
[25/3/1387- 1:38 ص] شازده کوچولو و محتشمی پور !
[10/3/1387- 7:49 ع] آقای با هنر ، کدام تئوری ؟ کدام اقتصاد ؟
[31/2/1387- 2:28 ع] دوم خرداد بود...سوم خرداد بود...
[آرشیو شده ها]

بالا

طراح قالب: رضا امین زاده** پارسی بلاگ پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ

بالا